ابو القاسم سلطانى
24
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
جامع مفردات ( ج 3 ص 167 ) ، تحفه 198 و مخزن الادويه ص 496 آمده است داراى سابقه طولانى مىباشد . كد 1203 . 5 - 7 - حشيشه الطحال : طبق مندرجات جامع مفردات ابن بيطار ، اين نام به سه گياه سقولوقندريون Scolopendrium vulgaris ، ايميونيطس S . hemionites sw و كماذريونس Teurium chamaedrys L . اطلاق شده است شليمر Ceterach officinarum را كه به پارسى " چترك " و به عربى حشيشه الذهب ناميده شده است حشيشه الطحال ناميده و به تبع در كتب جديد فارسى اين نام وارد شده و حتى در يكى از تاليفات مواردى به نقل از كتب سنتى براى اين گياه ذكر شده است . 6 - 7 - فجل الخيل Cochlearia armoracia يا فجل برى ، در يكى از كتب جديد درباره اين گياه آمده است " در كتب طب سنتى با نام ترب دشتى و فجل برى نام برده شده است . . . خواص : طبق نظر حكماى طب سنتى گرم و خشك است . . . " . درحالىكه اين گياه را پزشكان سنتى تا دوران قاجاريه نمىشناختهاند و منظور از فجل برى در طب سنتى Raphanus raphanustrum L . مىباشد . به هر جهت از اينگونه اشتباهات كه باعث سردرگمى مىشود زياد مىباشد مثلا در موارد سندروس ، قلقل ، رمرام ، قلب با قلت . . . 7 - 7 - چنين اشتباهاتى در ترجمه و تفسير قرآن مجيد نيز وجود دارد به عنوان مثال : 1 - 7 - 7 - در سورههاى مباركه بقره آيه شريفه 57 ، الاعراف 160 ، طه 60 مىفرمايد : " وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى " ، " نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى مترجمان " من " را به ترنجبين و سلوى را مرغ بريان ترجمه كردهاند بهطورىكه ذيل كد 250 و متعاقب آن ترنجبين بهطور مفصل آمده است منظور از من گلسنگى به نام Lecanora esculenta Eversm و سلوى ، بلدرچين كوچك سفيدرنگ communis Cotu Coturnix مىباشد . كد 250 همين مجموعه . 2 - 7 - 7 - قثاء ، در سوره بقره آيه شريفه 58 منظور خيارچنبر Cucumis sativus L . var . flexuosus مىباشد . 3 - 7 - 7 - متك : در طب سنتى به معنى ترنج آمده است به نظر مىرسد در آيه شريفه 32 سوره يوسف منظور از " اعتدت لهنّ متكا " آماده كرد براى آن زنان ترنج بيشتر هدف را مىرساند تا آماده كرد براى آنان تكيهگاه . 4 - 7 - 7 - نجم : در سورههاى مباركه نخل آيه شريفه ( 12 ) ، حج ( 18 ) ، صافات ( 88 ) ، طور ( 49 ) ، واقعه ( 74 ) ، مرسلات ( 8 ) و تكوير ( 2 ) به صورت جمع و به معنى ستارگان آمده است و در سوره طارق ( 3 ) ، نجم و الرّحمن به صورت مفرد آمده است به نظر مىرسد